داستانک
  
 
 
بهمن 1388
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
 
آرشیو

طراحی سایت طراحی سایت
طراحی و بهینه سازی سایت
ثبت دامنه و هاست لینوکس

X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 20 بهمن ماه سال 1388
آن او

 قلم سرخوش و مست  سوار بر مرکب دست نویسنده بر لوح سپید عاشقانه ترین واژه ها را می نویسد و بی پروا بوسه های سرخ حک میکند. دستش میلرزد٬ به انتها رسیده به نوشتن نام و امضایش٬ دستش سنگین می شود قلم سنگینتر. نامش را مینویسد باز هم سنگینتر. در آخرین منحنیِ امضایش٬ نوک قلم میشکند.


 
شنبه 3 بهمن ماه سال 1388
سفر یا صبر؟

۱-بارُنِ درخت نشین با مردم بود و همه مردم را دوست داشت فقط متفاوت بود. این تفاوت را همه فهمیده بودند و احترام می گذاشتند. تا پایان عمر بالای درخت زندگی کرد مثل یک انسان.  

 ۲-امشب فهمیدم که در همین نزدیکیست امّا دیدارش ممکن نیست. می دانم که مقاوم است و جسور. جز دعا کاری نمی دانم.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 50757


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها