X
تبلیغات
زولا
داستانک
  
 
 
آرشیو
 
پنج‌شنبه 12 مهر‌ماه سال 1386
مهر هرگز اینچنین غمگین نتافت باغ هرگز اینچنین تنها نبود

 وصف تکرار شدن تکراریها خود حدیث تکراری دیگریست. امّا چه کنیم که به تکرار مبتلاییم و فریبش را میخورم. آنجا که مدعی سینه چاک است و کلام بی انتها. آنجا که زیباترین کلمات و مقدس ترین واژگان را میگویی و من باز بر آن زیبایی و پاکی واژگان احترام میگذارم (فریب میخورم) و باز می گویم مگر میشود این حرفها را زد و فراموش کرد؟ میشود اینچنین در جملات مدعی شد و اندکی بعد توجیه ( بخوانید انکار) کرد؟

 نمیدانم٬ هرگز تا از صمیم قلب مطمئن نبودم به کسی نگفتم دوستش دارم و عشق را آنقدر بالا بردم که نگویم عاشق کسی هستم چون بر این واژگان ارزش بسیار میگذارم و آن را لق لق زبان نمیکنم. میدانی یک راه محترمانه گفتن اینکه "دیگر به درد هم نمیخوریم." و" همه آنچه گفته بودم را پس میگیرم" و" بهتر است دیگر ادامه ندهیم." چیست؟ اینکه بگوییم "از این به بعد دوست هم باشیم." راستی که معنای دوست را هم به لجن میکشیم با این جمله. چقدر آشناست این جمله در هر تکرار.

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 119780


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها