X
تبلیغات
رایتل
داستانک
  
 
 
آرشیو
 
یکشنبه 30 بهمن‌ماه سال 1384
داستانی نو
یک ماه کمی بیشتر. گذشت. دیر یا زود گذشت را نمیدانم امّا خیلی چیزها را عوض کرد و برای اولین بار تلخی و شیرینی عشق را به من چشاند. داستانها شنیده بودم از عاشقان و داستانها شنیده ام از عشق های آتشین. امّا از هیچکدام از این داستانها انتهای خوشایندی نشنیدم. آهسته آهسته در این وادی گام مینهادم و خودم را در دژی محکم میافتم که عشق و احساس بی اذن دخول من حتی رخنه هم نمیکند. چه خیالی حذر از عشق نتوان کرد. آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. حال من شخصیت اصلی یکی از همان داستانها هستم و این اراده را دارم که آن را ادامه دهم امّا نه به پایانی که همیشه که از این داستانها شنیده ام

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 119728


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها