X
تبلیغات
رایتل
داستانک
  
 
 
آرشیو
 
شنبه 19 آذر‌ماه سال 1384
تابو
حوصله ام سر رفته بود از گفتگو های سیاسی بحثها و تحلیلهای روشنفکرانه سوالهای عوامانه و همه و همه. مردی که سکان روشنگری و روشنفکری آن جمع کوچک را داشت از هر چیزی و کسی از در میانه روی منطق استدلال و دلیل آمد. با خود اندیشیدم مرد بزرگی است کاش همه اینگونه فکر میکردند. اندکی گذشت چیزی گفت در رد چیزی و کلمه ای به کار برد بی معنا. آنجا بود که فهمیدم رسوبات خشک و سنتی در فکر این مرد هم هست و هنوز مانده تا بفهمیم چیزی را که به آن اعتقاد نداریم حداقل احترام بگزاریم.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 119726


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها